تبليغاتX
بين همه تيماي دنيا عشق است استقلال
بين همه تيماي دنيا عشق است استقلال


ssآسمونی همیشه قهرمونی



با سلام

بعد از چندين ماهه كه دارم سر مي زنم . دارم دنبال يه دوست واقعا اس اسي مثل خودم باحال مي گردم كه باهم وبلاگ رو اداره كنيم . شايد با يكي از دوستاي مدرسه ايم  اومديم . شايد هم از همين اينترنتي ها يكي رو پيدا كرديم كه به درد بخور باشه . هر كس دوست داشت مي تونه به همين وبلاگ نظر بده تا من بيشتر باهاش آشنا شم . دختر يا پسر بودنش هم مهم نيست . مي تونين آيدي بدين تا بهتون بگم چطوري كارمونو شروع كنيم . فقط با حال باشه ، اس اسي تيره باشه ، و لباس قرمز هم نپوشه !

1 _ عاشق مكتب كبير اس اس باشه .

2 _ بر عليه هيچ يك از اس اسي ها كه به تيم هاي ديگه رفتن حرف جيزه نزنه . البته نيكي ( نيك بخت ) اين وسط استثنا است و مي تونين تا دلتون خواست بهش فحش بدين .

3 _ بر عليه منافع باشگاه پر افتخار استقلال كبير هيچ گونه اقداماتي نداشته باشه .

4 _ اگه پسره با ادب باشه و فكر نكنه مي تونه روي من به عنوان يه gf حساب باز كنه .

5 _ خبر مبر رو بي خيال شه . مي خوام يه وبلاگ كه فقط بر عليه لنگي ها جك ميده رو بسازيم .

6 _ هيچي ديگه . يه خورده هم فحش و حرفاي بد در مورد لنگي ها بلد باشه .

آيدي من : roseabi21@yahoo.com

در ضمن چت رو هم كنار گذاشتم . باي .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 13:39 توسط دنیای آبی |



ما مي گذريم و آيا در پي ما يادي از درها خواهد گذشت

ما مي گذريم و آيا غمي بر جاي ما در سايه ها خواهد نشست

 

نمي دونم از چي بنويسم ، فقط ميدونم كه دلم واقعا براي اين وبلاگ تنگ مي شه . اين وبلاگ ، كل خاطراتش همه تموم شدن ؟ باورم نمي شه . چه روزاي خوشي رو كه توي اين وبلاگ گذرونديم و چه حوادث تلخي رو كه با رنگ سراسر آبي وجودش سپري كرديم . راستش بخاطر درس هام ديگه تا تابستون به اين وبلاگ سر نمي زنم . چون خب من 2دبيرستان هستم و توي يه دبيرستان خاص مثل تيزهوشان فرصت براي اين جور كارها در طول سال تحصيلي خيلي كم پيش مياد و منم كه اين مدت اين وب گرديها ضربه اي اساسي به درسم زد . اميدوارم تابستون زودتر بياد تا دوباره برگردم. قول ميدم تابستون با يه وبلاگ اس اسي بهتر بيام . مي دونم كه اين وب نتونست انتظارات رو برآورده كنه اما مشغليه ي درسي نذاشت ديگه .

من تابستون با يه وبلاگ باحال خواهم آمد كه درمورد مدير و معلم هاي هيالو ( هيولا ) هست . تابستونم رو مي خوام با ضدحال زدن به معلما حال كنم . راستي اگه براي يك سال اختيار مدرسه ها رو دست شما بذارن چيكار مي كنيد ؟ من كه :

*رياضي رو از بين درس ها برميدارم  و معلماي رياضي رو  مي فرستم فلسطين تا زندگي همه ما شيرين شه . و بعلاوه به مردم بي دفاع غزه هم كمكي كرده باشم . ثواب داره ديگه . آخ كه زندگي بدون معلماي رياضي چقدر شيرين و لذت بخش خواهد بود.

*اصلا اثري از درس هندسه نميذارم و همه ي افرادي كه اسم يا فاميل يا لقب و ... به هر طريقي اثري از كلمه ي محقق دارن رو از شغل معلمي كنار گذاشته و ازشون به جاي كلم  در آشپزي استفاده مي كنم .

*چشاي همه ي مستخدم هاي چشم چران مدرسه ها رو از حدقه درميارم . اين كار براي مرداي چشم چران از هر چيز ديگه عذاب آورتره .

*كل زنگاي مدرسه رو زنگ شيمي مي كنم تا بچه هاي مدرسمون با وجود آقّاي طربساز شيمي رو مثل اسم بازيكناي فوتبال در عرض 2سوت ياد بگيرن .

*بخش زيست گياهي رو از كل كتاباي زيست حذف مي كنم و به جاي اون بخش 5 – 6 -7  زيست سوم دبيرستان رو گسترش ميدم كه بچه ها هم خوششون بياد . و بعلاوه همه ي روشنفكران جامعه رو از بين خواهم برد !

*درس روانشناسي رو به كتاباي درسي اضافه مي كنم .

*مهم تر از همه اينكه يه ماشين چمن زني مياوردم تا اين چمن هاي مدرسه ي تيزهوشان رو كه دارن درخت مي شن  رو كوتاه كنه . يا هم اينكه از مدير مدرسه توي كوتاه كردن چمن ها كمك مي گيرم .

*براي افزايش ميل به درس خوندن در بين دانش آموزها كارت تلفن رايگان توزيع مي كنم .

*زنگ كلاس رو از 1:30 ساعت  به  1:00 و زنگ تفريح رو به 00:30 تغيير ميدم .

2هفته هست كه بخاطر اس اس واقعا پژمرده شدم . نمي دونم اين چه عدالتيه كه قهرماني به حق رو از اس اس گرفت . واقعا ديگه پرحرفي كردم . الان بايد درس هام رو خوب بخونم تا تابستون براي اومدن با وبلاگ با محدوديت هاي پدر و مادر روبرو نشم .

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 6:17 توسط دنیای آبی |



با سلام به دوستان گلم . راستش زياد نمي تونم بنويسم . عيد نوروز بر همگي شما ميارك . اميدوارم سال خوبي داشته باشين .
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 6:33 توسط دنیای آبی |



 

امروز بازي حساسي داريم ، اميدوارم بتونيم برخلاف بازي اول خوب نتيجه بگيريم . امروز انشاالله 3 امتياز مهم رو بگيريم تا اثبات كنيم كه اس اس هنوز هم پرافتخارترين تيم آسياست . اما براي تيم پيروزي و صبا و سپاهان هم آرزوي موفقيت دارم ، چرا كه ما ايراني هستيم و اينجا بحث آبي يا قرمز مطرح نيس بلكه اينجا مهم اينه كه تيم ايراني ببره . من مس بعضي از لنگا نيستم كه بعد از باخت اس اس به خود مي باليدن . من الان آرزوم اينه كه هر 4 تيم كشورم خوب بازي كنن و خوب هم نتيجه بگيرن . برام هم مهم نيس كه اون تيم ايران پيروزي باشه كه هميشه رقيب اس اس بوده . من اينجا قبل از اينكه آبي باشم ايراني ام و برام مهمه كه تيمهاي كشورم در مقابل تيماي كشوراي ديگه خوب نتيجه بگيرن مخصوصا اينكه اون تيمي كه دارن در مقابلش بازي مي كنن يه تيم عرب باشه كه در اين مواقع آرزوي من اينه كه فقط اون تيم عرب حسابي ضايع شه چون واقعا از هرچي عربه متنفرم ، همين . پس خواهشا همه شما هم دعا كنين براي هر 4 تيم خوب كشورمون و مثل بعضي از هواداراي پيروزي نباشيم كه تو ورزشگاه عليه اس اس شعار مي دادن ( آخه اين جور مواقع جاي اين جور شعارهاست ؟ ) يا مثل بعضي از پيروزي ها نباشيم كه بعد از بازي اس اس رو مسخره مي كردن . انگار يادشون رفته بود تيم كشورشون در مقابل يه تيم عرب ... بازي داره .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 14:1 توسط دنیای آبی |



برنامه ای برای کمک به نیکی در حل مشکل اضافه وزن :

ا _ قبل از هر چیز باید خودتو کمی کنترل کنی . یعنی چی؟ ( با عرض پوزش از اس اسیهای محترم  ) یعنی کمی باید از درگیریهای شبانه ات کم کنی. Ok ? می دونم برات سخته اما خب باید سعی کنی . باشه پسر خوب؟ از خانمت هم نترس بلاخره یکمی هم باید آدم باشی زن زلیل .

2 _ بعد دیگه اینکه باید که مصرف کلیه چیزای بد اعم از : نوشابه ، آب ( بی ادب خودتی واقعیته ) ، شپش های وینگادا ، و کلیه چیزایی که مصرفشون غیرقانونیه رو ول کنی . عکست در حال نوشیدن ش-آب رو هم که دیدن همه .

3 _ یه شغل خیلی خوب برات پیدا کردم می دونم خیلی خوشحال می شی اگه بشنوی . تو می تونی هر روز بیای باشگاه اس اس و توالت ها رو تمیز و مرتب کنی . با این کار هم حقوق خوبی می گیری هم  یخده لاغر می شی. باشه ؟ که من مطمئنم زنرال جان حتما با دل پاکشون این فرصت رو بهت میدن که بیای و برای لاغر شدن تمریناتتو توی توالتهای ما شروع کنی . البته باید قول بدی که به ... ها کاری نداشته باشی و یه وقت به سرت نزنه که بخوری ... ها رو . باشه ؟

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 15:18 توسط دنیای آبی |



اس اس تنها محبوب این کشور هس و لنگیها اول باید برن تاریحچه باشگاه اس اس رو بخونن بعد بیان در مورد این باشگاه پرافتحار صحبت کنن. بابا شوما اگه راست می گین و تیم بین المللی هستین یدونه فقط یدونه از قهرمانیهای ما رو تو جام باشگاههای آسیا بدست بیارین .

یک خاطره : یک روز با پدر و مادر به یه باغ وحش رفتیم . اولش که وارد شدیم یه گدا دیدیم البته این گدا لباساش زیاد پاره پوره نبود بعد خوب که دقت کردم دیدم که لباسش قرمزه البته نه قرمز به پاکی خون شهیدا بلکه به کثیفی کثافت. بعد یه نگاهی بهش انداختم دیدم نیکی هس . ازش پرسیدم تو اینجا چیکار می کنی ؟ گفت اومدم ننمو ببینم ( انصاری فرد ) . بعد وارد که شدم دیدم یه 11 تا گوره خر که البته رنگ سیاه تنشون که از بس زیر گرمای هوا دست فروشی کرده بودن به قرمز تبدیل شده بود دارن تو زمین محوطه دست فروشیشون به سر و کول هم می زنن و هول می زنشون که کدوم یک اوّل شپشای سر وینگادا که مدت هاس  بدلیل دوری از خانومش دارن اون بالا حال می کنن پیدا کنن . بعد اون وسط  نیکی رو دیدم که مشغول خوردن شپش هاست و اینجا بود که به یک نتیجه علمی مهم رسیدم که : دلیل اضافه وزنش همین قضیه شپش های وینگاداس. بعد در همین حال بود که دیدم یک جانور دو پای هیالو ( هیولا ) مانند داره با یک ملاقه طرفمون میاد که نزدیکتر که شد متوجه شدم که اون هیالو مدیر عامل محترم هس که ازبس از پولای بی صاحب سازمان خورده شکمش داره با شکم آقّای ک ( معلم محترممون )  به رقابت بر می خیزد . و آقّا چشمتون روز بد نبینه داشتم نیکی رو نصیحت می کردم که این هیالوی انسان نما با یک ملاقه بر پشت این نیکی بیچاره کوبید که بعدا فهمیدم ملاقه نبوده و افشین ( پی روانی ) هس . آقّا همین طور این نیکی قلمبه رو می زد و می گفت باید لاغر شی که آخر سر نیکی تسلیم شد و چهار دست و پا نشست و هیالو بر پشتش نشسته و داشت برا این بازیکنا که همگی مشغول شپش پیدا کردن بودن نقط( نطق ) می کرد .

نتیجه تحقیقاتم : 1_ بازیکنای این تیم رو از باغ وحشی در شمال غربی ایالت قاطرستان کشف کردن .

                      2_  اولین کسی که اونها رو کشف کرد یک هیالوی ... بود ( ... بخاطر این بود که من مس بعضی از 

                           تماشاگرای ایالت قاطرستان نیستم )

                      3_  اولین بازی رسمی اونها در خیابان های سرسبز و خرم قطب آفریقای شمالی بود .

                      4_  اولین جامشون رو توی سری مسابقات لیگ قاطرهای جفتک انداز گرفتن .

                     

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 6:18 توسط دنیای آبی |



واقعا من نمی دونم این چه فوتبالی هست که نتیجه ی بازی رو هم خودشون تعیین می کنن ، واقعا عجیب هست . این چند روز اینقدر اعصابم خورد بود که گفتم به وبلاگ سر نزنم بهتر باشه . نتیجه بازی کاملا از پیش تعیین شده بود. بابا این بچه بازیها چیه ؟ مگه ملت بیکار هستن که وقتشون رو برا تماشای بازی دو تیم بذارن بعد مساوی شه . ای بابا.اون از اون موقعیت های گل که مشخص بود نمی خوان گل بشه اون از اون علی زاده ... (یه چیزی می خوام بهش بگم اما نمی گم نره خر رو ) کلا همه بازی گول زنی بود . ما بیکار هستیم که به تماشا می شینیم.

بی خی بابا اس اس خودمون رو عشقه . مهم نیس که نتیجه بازی چی بود مهم این هست که ما قهرمانیّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 5:1 توسط دنیای آبی |



پرسپولیس سورااااااااااااااااخ

باز سلام ،

امروز بعد از 6 ماه اومدم تا باز بگم که عشق اس اس هنوز هم توی سینه ی من هست. امروز قراره بهترین روز زندگی من شه چون اس اس لنگ رو می بره ، بدون شک . امسال سال بهتری بود چون معدلم 08/1 نمره پیشرفت داشت و این فقط بخاطر راهنمایی های یک دوست بود .

اس اس  4 _  0 لنگ

این نتیجه ی بازی امروز هست آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ که چقد دلم واسه این لنگای بدبخت بیچاره می سوزه . امروز بیچاره ها باید همه حسابی گریه کنن چون تیم اس اس بهشون حتی فرصت نفس کشیدن هم نخواهد داد .خیلی جالبه خودشون هم می دونن آخه دیروز که بحث بازی دربی امروز شد تو کلاس همه خفه شده بودن و هیچ صدایی ازشون در نمیومد . دلم برا اون دروازه بون بدبختشون می سوزه که باید 90 دقیقه فقط زیر رگبار شوت های اس اس باشه . بیچاره اون دفاعشون که باید 90 دقیقه گریه کنن و از خدا بخوان که ایکاش می مردن و تو بازی نمیومدن . دلم برا حملشون می سوزه که باید تو زمین فقط دفاع کنن چون فرصت حمله پیدا نمی کنن . اما بیشتر از همه دلم برای تماشاگرای بیچاره می سوزه که بعد از بازی کارشون به بیمارستان کشیده می شه و مهم تر از همه اینکه معلوم نیست چه بر سر صندلیهای ورزشگاه میاد . از همین جا به تمامی هواداران لنگ توصیه میکنم که بهتره برای حفظ سلامتی خود به ورزشگاه نیان چون از بی جنبگیشون خبر دارم و همچنین از بیماریهای روانیشون.

تیم ملّی ! واژه ی مسخره ایه . تیم ملی ، بابا عجب تیم ملی داریم ما ، لنگش تو دنیا اصلا پیدا نمی شه آره جون علی دایی . عجب تیم کرّة القدم ملی داریم ما  ( منظورم همون تیم فوتبال ملی بود ، کرّة القدم در زبان عربی یعنی فوتبال اینو دیروز یاد گرفتم )

خب ، امروز ما 64 گله می شیم . اما زننده های گلای امروز اس اس : 2تا آرش ، 1 سیاوش ، 1 فابیو . البته امروز خطر سکته ی آقّای پدربزرگ هم وجود داره (آقّای مربی) . بابا گناه داشت پیرمرد لب گور رو موقع باز ی اس اس آوردین ایران. جواب اون پیرزن بیچاره ای رو که اونور دنیا یا هزار امید و آرزو  چش به راه آقاش مونده رو چی می خواین بدین ؟ به سر دایی قسم گنه داره که زندگی 2 تا جوونو خراب کنین .

بعضی لنگا هم در طول چند مدت که من نبودم خوب ادبشونو نشون دادن . الان باید جواب اون مهدی نامی رو که اومده بود نظر داده بود بدم که : آقا پسر لنگی یه بار دیگه از این حرفای زشت تو نظرات وبلاگ من بدی فحشای قاطری لاتی بهت میدم که بفهمی اسکول دنیا دست کیه . (ok?)

از این به بعد هستم تا موقع امتحانای ترم 2 . بعد دوباره نیستم و بعدش دوباره تابستون میام. البته اگر زنده باشم چون ... ، بی خیال .

و اما صحبت با برخی از بازیکنان لنگ بعد از بازی:

آقّای پیرمرد لنگ

آقا به نظرتون بازی چطور بود ؟

_ بازی؟ بازیکنان ما دل بچه گربه داشتند بازیکنان ما بین المللی گل خوردند ما ...

 

نکبت (نیک بخت)

نیکی چرا دپرسی ؟

_اااااااااااااااااااااااه . من خانومم گفته اگه به وحید گل نزنم امروز تو خونه راهم نمیده .

خیلی جلبناک بود که نیکی خره گفته بود وقتی رفتم خواستگاری خانومم نمی شناختم ، خر به اون خری خودش هم خندش می گیره وقتی اینو می شنوه .

 

واعظی

_من خوب بازی کردم مشکل فقط این بود که یخورده ... یخورده ما با مشکل مالی روبرو بودیم .

الان این به باخت شما چه ربطی داشت ؟

_ربطش به بی ربطیش بود.

 

باز هم میگم اس اس این فصل هم قهرمانه . منتها با یه تفاوت ، لیگ و آسیا هر دو رو می بریم .

من یک سالی می شه از غریو خبری ندارم ، لطفا هر کس خبری داره منو هم بی خبر نگذاره .

در آخر با تاخیر، مرگ پدر وحید جان طالب لو رو به داداشی گلم تسلیت می گم . 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 6:26 توسط دنیای آبی |



من نمی دونم اس اسی ها فقط تیرک دروازه رو می بینن یا اینکه مشکل شانس بد ماست . ولی بازی دیروز با سپاهان مشکل خط دفاع ما رو نشون داد .انشاالله همه مشکلا حل شه و اس اس قوی تر از همیشه به سومین ستارش برسه . اگه ما این دفاعارو نداشتیم نمی دونم چطور به گل مساوی می رسیدیم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  

یاد مهاجمای اون سالا به خیر:

به امید آتیشی شدن مهاجمای اس اس مس سالای پیش اکبرپور وعلی ثانیهخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:6 توسط دنیای آبی |



سلام

فکر کنم یه هشت روزی میشه که سر نزدم ولی حالا اومدیم دیگه ، خودتون به اس اسی خودتون ببخشید . 

بازی اولو که خوب بردیم ولی خداییش بازی دومی هم حقمون باخت نبود .

مس اینکه هنوز بیماری آقای پدر بزرگ خوب نشده و دوباره خیالاتی مس زدن ۶ گل به اس اس به سرش زده . آخه این همه پول بی صاحب یه کمش رو هم خرج درمان این آقا کنید . ثواب داره به خدا

 

 اینم یه عکس بود از کاکا و زنش

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:5 توسط دنیای آبی |



با تبریک تمدید قرارداد داداش مجتبی جباری

خیلی خوشحال شدم وقتی خبر تمدید این قراردادو شنیدم. تا امروز نمی دونستم چون خونه نبودم ولی همین امروز از زبون دوستم شنیدم که دادای گلمون تمدید کرده . خبر خیلی خوبی بود ، خبری که چندین هفته بود که انتظارشو می کشیدم . ولی حسابی این خبر بهمون چسبیدا. داداش مجتبی با تمدید قرارداد به ندای میلیونها اس اسی عاشق پاسخ داد . انشاالله امسال اولین قهرمانی اس اس رو تو جام باشگاههای آسیا با چشای خودم ببینم . آخه اون وقتا اصلا به دنیا نیومده بودیم که قهرمانی اس اسو با چشای خودمون ببینیم .

تیم ملی هم که حسابی داره از نبود رقیب تدارکاتی افسردگی می گیره . هیچ تیمی هم که حاضر به بازی با تیممون نیس .به هر حال ... من مطمئنم آقای دایی چوب دعوت نکردن وحید طالب لو ، فرهاد مجیدی ، بیژن کوشکی ، میثم منیعی ، پژمان منتظری و بقیه اس اسیهای شایسته رو می خوره . از همین حالا می تونم قیافه دایی رو تصور کنم :

   بابا ما که باحال بازی کردیم پس چی شد ؟

  ولی خوب شد وحید اشمایکلو دعوت نکردم چون اون وقت همه بازیکنا بهم دیگه می گفتن ببین این همونه که دایی آرزوی گل زدن بهش رو داشت .

   بی خیال بابا جام جهانی بعدی .

زندگی فوتبالی :جباری به دلیل شغل پدرش فوتبال را از تیم راه آهن شروع کرد و در نوجوانان راه آهن درخشش را آغاز کرد . یک مقطع بازی در اتکا و عدم بازگشت به راه آهن و بازی در تیم امیدهای راه اهن راهی بود که مجتبی باید می رفت تا به تیم محبوب اس اس برسه . امید اس اس د بازیهای خوب او در این تیم باعث شد که مسوولان ابومسلم او را به طور قرضی به خدمت بگیرند ، بازگشت مجتبی به اس اس نقطه اوج بازی او محسوب می شد . او در همان سال توانست به عنوان قهرمانی لیگ برتر برسد . او در این قهرمانی به عنوان هافبک نفوذی نقش عمده ای داشت و در سال 84 در میان ده ورزشکار برتر سال قرار گرفت.

زندگی شخصی :مجتبی متولد دوم اردیبهشت ماه 1363 و بهاری است ( اینهو خودم ) او در یک خانواده تقریبا پرجمعیت در منطقه رباط کریم چشم به دنیا گشود . او فرزند سوم خانواده است و چهار خواهر و یم برادر دارد ، او پیش از جام جهانی ازدواج کرد . خواننده مورد علاقه مجتبی ، سلطان مشکی رضا صادقی است و از بازی مرحوم مهدی فتحی لذت می برد . او یک کتابخوان حرفه ای است و علاقه فراوانی به مولانا و کتاب ارزشمندش یعنی مثنوی و دیوان شمس دارد . در موردش ذکر این نکته ضروری است که دو عموی وی در جبهه های حق علیه باطل به شهادت رسیدند. در میان میوه ها هم به آلبالو و در میان غذاها به خورشت فسنجان علاقه دارد .

تیم ملی :درخشش در لیگ باعث شد که خیلی زود به پیراهن تیم ملی برسد. گذشتن از نام پدیده لیگ برای برانکو دشوار بود. مجتبیرفته رفته دانست که در میان نفرات اصلی و ثابت تیم ملی جای می گیرد اما در آستانه جام جهانی دچار مصدومیت شد . اردوی سوئیس باعث شد که ساتره ایرانی با جام جهانی وداع کند. این مصدومیت مجتبی را مدتها آزار داد.

شخصیت :مجتبی کم رو و گزیده گو است . شخصیت آرامی دارد که کمتر اسیر هیجانات می شود ، مغرور است و باید از خشم های کم تعداد او ترسید . رفتار او بی شباهت به دریا نیست .

محبوبیت :مجتبی خیلی زود توانست یکی از مردان محبوب اس اس شود ، به گونه ای که یک سال دوری او از میدان هم نتوانست خاطره بازیهای خوب او را کم رنگ کند .

 

 
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 19:4 توسط دنیای آبی |



+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 15:7 توسط دنیای آبی |



 

همیشه گفتن اینکه من یه استقلالیم برام یه افتخار خیلی بزرگ بوده و هست و خواهد بود .اینکه من یه اس اسیم بزرگترین افتخارمه . اگه گفتین چرا ؟ چونکه عاشق پر افتخارترین و مردمی ترین تیم ایرانم. امروز قراره خودمو کامل معرفی کنم آخه قراره یه نفر از دوستام هم به جمعم اضافه شه ، اونم از اس اسی های تیرست .

 اسم اصلی من دنیاست . کوچیک همه اس اسی ها ، متولد 6/ فروردین / 72  هستم . از سال دوم دبستان هم بود که اس اسی شدم ولی خوب از پنجم دبستان شدم یه عاشق ∞ آتیشه . دنیای من همیشه آبی بوده و هر سال هم آبی تر از قبل می شه . خیلی وقتا با لنگا کل کل می کنم و تا اونا رو از پا درنیارم هم ولشون نمی کنم . در طول این چند سال کل کل هم به نتیجه هایی رسیدم که فکر کنم برا شما هم جالب باشه :

* بزرگترین افتخار لنگا : باختای مکرر و اونم تو بازیای مهم به تیم فولاد مبارکه سپاهان ( هر وقت با لنگا سر باختا دعوامون می شد اونا می گفتن که : ما به سپاهان می بازیم  ، بچه ان دیگه باخت به سپاهان براشون افتخار بزرگیه .

** بزرگترین آرزوی لنگا : سوپر جام برگزار نشه تا بیش از این بی آبرویی سرشون نیاد .

*** حرف همیشگی شون : ما با خرید نیکی حالتونو گرفتیم .( آخه بنده خداها یه بازیکن بی عرضه ی بی غیرت هم عددیه که شما بخاطرش احساس غرور و افتخار کنین ؟ آدمایی مسّ نیکی که با دیدن دو بسته هزاری بیشتر یادشون میره که کی بودن و چطور شدن نیکی فقط و فقط به درد خودتون و تیم لنگتون می خوره ، آره عزیزان دل بابا . مگه اینطور نیس که این آقا هر چی داره رو از اس اس داره ؟ اونوقت آقای بابابزرگ ( داریوش ) با حال بد روحی و بیماری آلزایمرشون میگه که نیکی بخاطر تیم لنگ به این موقعیت رسیده . البت نباید هم از این بنده خدا توقعی داشت پیریه و هزار جور مرض مسّ آلزایمر و...

توی دنیا فقط و فقط یه بار عاشق شدم و اونم عاشق تیم آبی و همه آبیدلای دنیا .

1-       بهترین تیم دنیا : اس اس خودم

2-       بهترین تیم خارجی : رئال گلم

3-       گل ترین مربی : ژنرال – ناصر خان

4-       باحال ترین مربی خارجی : خوزه مورینیو

5-       بهترین دفاع اس اس : امیر حسین گلم

6-       بهترین هافبک اس اس : حسین جون کاظمی ( هافبک دفاعی )

7-       بهترین مهاجم : علی جون سامره

8-       و در آخر بهترین مدیر عامل تو تمام دنیا : حاج آقا فتح الله زاده بابای مهربونم

خبرای جالبی از سرکار گذاشته شدن تیم لنگ بدست افشین شنیده می شه ، یه بویایی میاد من که حدس زدم این آقا مربی پروازی باشه . ولی این لنگا هم که هیچ صدایی ازشون درنمیاد آخه می ترسن آقا رو از دست بدن  .

**** بزرگترین خوش شانسی لنگا : این بود که در مقابل تیم محمدان بنگلادش ، سرورشون ( ناصر خان حجازی ) سرمربی تیم مقابل بود وگرنه با بیشتر از دو گل می باختن . ولی ناصر خان کاپلو بزرگی کردن و به خاطر قلب همیشه بیمار تماشاگرای لنگ مراعات کردن . این است حس زیبای هم وطنی و بزرگی ناصر خان .

یادمه چند سال پیش که نیکی اس اس بود عاشقش بودم ، عاشق همه چیزش : غیرتش ، بازیش ، تیپش . خلاصه همه جوره دیوونش بودیم ولی حالا ازش متنفرم . حالا من موندم و یه دلی که هر وقت این خائنو می بینه هزارتا فحش حوالش می کنه . حتی تو روزنامه ها هم که عکسشو می بینه پارش می کنه و به چنین بازیکنای آشغالی لعنت می فرسته . امیدوارم که پای همچی بازیکنایی هیچ موقع به مکتب کبیر و مقدس اس اس باز نشه.

همه یک صدا از پشت مانیتورها فریاد می زنیم :

بــــــــــــیـــــــــــن همــــــــــــــــه ی تیمای دنِِِِِِِِِِِِِِِِیِــــــــــــــــــا        عشـــــــــــــــق اســـــــــــــــــــت اســــــتـــقلال

 ایشاااا همیشه لنگا گریون باشید

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:35 توسط دنیای آبی |



                                   آبی یعنی غرق در خوشحالیم             عشق می ورزم که استقلالیم

                                   آسمان گفتا ز قرمز خالیم                    گر سرم را از تنم سازی جدا

                                                   باز می گویم که استقلالیم

سلام ، امیدوارم همه ی آبیای دنیا سلامت و پیروز باشین . باز هم از اینکه دیر اومدم شرمنده آخه این چهار ماه اتفاقایی افتاده که باعث می شه نتونم زود زود به وبلاگ سر بزنم ولی قلبم با همه شما دوستای گلمه. استقلال این فصل با جذب بازیکنایی مسّ سیاوش اکبرپور ، علیرضا عباسفرد ، هاشم بیگ زاده ، میلاد نوری ، یدالله اکبری و... قوی تر از همیشه میاد تا برا سومین بار تو جام باشگاههای آسیا قهرمان شه .

اول از همه تسلیت و بعد تبریک:

 تسلیت به خاطر وداع سخت داداش خوش غیرتم امیر حسین گلم و تبریک بخاطر برگشت داداش باحالم داش سیای اکبرپور به استقلال کبیر . راستش وقتی خبر برگشت داش سیاوش رو شنیدم خیلی خوشحال شدم، از خوشحالی چی میگن ؟ در پوست خود نمی گنجیدم ، همین بود ؟ آره ( فکر کنم ) . اما وقتی شنیدم داداش جونم امیرحسینم از تیم رفته خیلی پریشون شدم . آخه چی شد یه دفعه ؟ نمی دونم . ولی قربون غیرتش برم برخلاف بعضی از بازیکنای آشغال به تیمش خیانت نکرد و به لنگ نرفت . ولی خیلی ناراحتم . نمی دونم یه دفعه چی شد که امیرحسین گلم از ss  پرید ، براش آرزوی موفقیت دارم . اما مهم نیس چون امیر حسین هر جا که باشه دلش با اس اسه .

در حاشیه نقل و انتقالات خبرای بامزه ای هم شنیدیم . یکی برگشت افشین قطبی به تیم لنگ بود که دلیل برگشتشو صداقت مسئولای لنگ گفته بود ولی باید ازش پرسید آخه داداش تو می خوای ما رو سیاه کنی ؟ ماخودمون یه عمریه که ذغال فروشیم آبجی . شایدم دلیلش مانیهای تیم لنگه ولی باید بهش به عنوان یه هم وطن توصیه کنیم که یه نیم نگاهی به این آری هان بدبخت هم بندازه. ولی مسّ اینکه همین امروز باخبر شدیم که بابای تیم لنگ ( رئیس محترم سازمان) زحمت بدهی های این تیمو به دوش کشیدن. حالا ما که بخیل نیستیم ولی بهتره جناب علی آبادی بدونن که استقلال هم تیم همین سازمانه .

خبر مضحکانه ی دیگه این بود که نیکی خائن به خودش جرات داده بود و فکر برگشت به استقلالو کرده بود که خوشبختانه این اتفاق شوم نیفتاد . آخه آقا پسر وقتی به تیم لنگ رفتی باید فکر این روزارو هم می کردی . تو رو دل هوادارا پا گذاشتی پس حتی نباید هم به خودت جرات بدی و حتی خواب برگشت به استقلالو ببینی چون این تیم پر افتخار ما جای بی غیرتا نیس داش. کسی که بوسه بر پیراهن لنگ می زنه حتی لیاقت اینو هم نداره که اسم مقدس استقلالو بر زبون بیاره.

خبرای بانمک دیگه این بود که پیرمرد لنگ ( جناب مصطفوی ) به افشین گفته  برا قهرمانی تو سه جام باشگاههای  آسیا ، لیگ و جام حذفی 700 میلیون جایزه میده . باور کنین دارم از خنده می میرم . از روزی که این خبرو شنیدم تا به امروز دارم به این فکر میکنم که عجب بابای خرپولی که می تونه هم بدهی های میلیاردی رو بده هم... بابا به بچه مردم قول الکی ندین اون هم آدمه دلش می شکنه به قرآن .به هر حال من وظیفم بود که بگم . عواقب هرگونه بیماری وافسردگی ناشی از این قضیه بر عهده شخص بابابزرگه . ببین بابابزرگ پول درمون اینجور مرضا از بدهی های قبلیتون هم بالاتر می ره ها...

در آخر یه سوال دارم : به نظر شما دلیل همچون سیل سرازیر شدن بازیکنای خوب ایران به باشگاهی مسّ سایپا چی می تونه باشه ؟؟؟!!

1)      باحالی آقای دایی

2)      با کلاشی جناب دایی

3)      اینکه آقای علی دایی شاید فرد محبوبی باشه

4)      بیخی بابا به ما چی . حتما یه سری هست دیگه

یه روز دیگه که برگردم همه شما آبیای کبیر مکتب مقدس ss  رو به خداوند ، تنها حامی دلای شکسته و می سپارم.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 16:24 توسط دنیای آبی |



عشق است استقلال

اول از همه بازگشت داداش حسین رو به استقلال تبریک میگم . میریم سر موضوع پیروزی و بی پدری این باشگاه . البته اصلا قصد توهین به لنگا رو ندارم ولی یه باشگاه باید خیلی بدون برنامه باشه که هنوز سرمربیشو انتخاب نکرده . خیلی بانمکن اینا آخه بنده خداها این همه آدم گنده نمی تونن بشینن و یه سرمربی انتخاب کنن ؟ یه دفعه میگن امپراتورشون میخواد برگرده ( البته اصلا منظورشون جان بوگو نیس ) ، دفعه بعد میگن استیلی یه بار دیگه هم میگن اون یکی افشین . آخرش ما نفهمیدیم کدوم آدم بیچاره ای می خواد سرمربی این بچه لنگا بشه . با این وضعیت سال آینده تیم جالبی رو توی جام باشگاههای آسیا می بینیم ، یه تیم بین المللی فوق گل خور !

تا به امروز بازیکنای جذب شده توسط باشگاه پر افتخار استقلال کبیر  عبارتند از : حسین کاظمی ، یدالله اکبری ، هاشم بیگ زاده ، میلاد نوری ، ...

امیدوارم داداش مجتبی از استقلال نره تا سال آینده تیم خوبی رو هم توی لیگ و هم جام باشگاههای آسیا داشته باشیم با این کادر و بازیکنا مطمئنم استقلال به سومین قهرمانیش می رسه .

خبر خیلی افتضاح از ایران فروش امتیاز تیم سپاهان نوین به فولاد بود . واقعا باید برا فدراسیون ایران متاسف باشیم . این چیزیه که هیچ جای دنیا به جز ایران دیده نمی شه . امیدوارم دیگه چنین اتفاقایی نیفتن .

شخصا خیلی دوست دارم که این آرش برهانی از تیم قهرمان ما بره چون وجودش فقط باعث زیاد شدن مشکلات ss  می شه . بای از نوع همه جوره مخلص استقلال و همه آبیای دنیا هستیم .

                           

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 10:39 توسط دنیای آبی |



با تبریک قهرمانی استقلال عزیزم ، سلام

از اینکه این همه مدّت به خاطر امتحانای ضدّ حال نبودم شرمنده ولی حالا دوباره برگشتم فقط و فقط به خاطر تیم قهرمون ss و شما مهربونا . این قهرمونی شیرینو به همه آبیهای دنیا تبریک میگم ایشاا... با این قهرمونی سومین ستاره گوشه لباس مقدس استقلال بشینه . دیدیم که استقلال با همه اراجیف سرخکا بازم قهرمان شد نکته جالب که همه دیدن انضباط آبیها تو مراسم اهدای جام بود که تو مراسم اهدای جام لیگ به لنگی ها ندیدم . آخه اصلا نمی شه شعور و فهم آبی ها رو با لنگها مقایسه کرد. دیدیم که با زدن گل برتری لنگ تماشاگرای بی جنبه ی جام ندیده ی لنگ خودشونو انداختن وسط زمین ، نکته جالب دیگه این بود که تعداد زیادیشون از خوشحالی کارشون به بیمارستان کشیده شده بود  و بامزه تر از همه این بود که هر کدوم از بازیکنای لنگ از ذوق می خواستن سرمربیشونو به کشتن بدن ولی خوب ما که بخیل نیستیم اون جام هم واسه اونا . خیلی هم خوشحالم که سه تیم قدرتمند ایران تو جام باشگاههای آسیا شرکت می کنن . برا هر سه هم آرزوی موفقیت دارم . خیلی هم خوبه اگه لنگها بعد از چندین قرن بتونن به یه جام تو این مسابقه ها برسن ولی خوب باید یه 400 سالی جون بکنن تا بتونن یکی از قهرمانیهای ما رو تو این مسابقه ها بدست بیارن.

امروز آخرین امتحانمونو هم دادیم و از شر هر چی درس و مشق و معلّم راحت شدیم جاتون خالی با بر و بچ اس اسی بعد امتحان کلی حالیدیم (منظورم همون حال کردیم بود)  البته فکر نکنم نمراتم تعریفی داشته باشن . در هر حال متاسفانه از این به بعد می تونم فقط تابستونا به وبلاگ سر بزنم آخه امسال به خاطر نمره های عالیم که همه بست بودن تنبیه شدم ولی خوب باید از همین مدت کوتاه هم حسابی حال ببریم . من بی صبرانه منتظرم که مسئولای ss کاری رو که رئالی ها درباره رائول گلم کردن در باره علی منصور باغیرت بکنن.

از همین جا با تاخیر درگذشت بابای داداش گلم مجتبی جون تسلیت میگم امیدوارم غم آخرت باشه داداش. راستش  وقتی این خبر بد رو شنیدم خیلی ناراحت شدم قهرمونی کوفتمون شد والله.

                                        ********************

                                                                 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:39 توسط دنیای آبی |



باشگاه دوچرخه سواران در  چهارم مهر سال 1323 در خیابان فردوسی تهران پایه ریزی شد . بنیانگزاران این باشگاه چند جوان نظامی و دانشجوی دوچرخه سواری ، به نامهای میرزایی ، نواب ، خشایی و جهانپور بودند .

این باشگاه در ابتدا فقط به ورزش دوچرخه سواری اختصاص داشت ، اما با گذشت زمان سایر رشته های ورزشی از جمله فوتبال در این باشگاه شروع به فعالیت کردند .

دوچرخه سواران از بازیکنان معروفی چون : علی دانایی فرد  ، کارلوس ، صمدیان و … تشکیل شد و این تیم از همان ابتدا پیراهن آبی را برای خود برگزید ، این تیم به تدریج قدرت خود را به نمایش گذاشت و رقیبان اصلی آن روز دوچرخه سواران دارایی ، سرباز و شاهین بودند ( یعنی خبری از لنگا و تیمشون نبوده ، عقب افتاده ها ) ، که پیش از تشکیل دوچرخه سواران رقابت باشگاهی در انحصار این سه تیم بود .

دوچرخه سواران در سال 1328 به نام تاج تغییر نام داد که موسس آن سپهبد پرویز خسروانی و مدیر باشگاه ، سروان پرویز شیخوان و اولین مربی خارجی تیم نیز رایکوف از یوگسلاوی بود .

آدرس باشگاه تاج : تهران ، پارک امن الدوله

نوع لباس تاج : پیراهن آبی با آستین سفید ، شورت ورزشی سفید ، جوراب سفید با برگشت آبی بود .

تیم تاج تا بهمن ماه 1357 که انقلاب به پیروزی رسید یعنی در مدت 30 سال به عنوان یکی از تیم های طراز اول ایران و آسیا شناخته شد . ( قابل توجه لنگا ، باز هم خبری از تیم لنگ نبود )

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، نام تیم تاج به استقلال ( سرور همه تیمای ایران زمین ) تغییر کرد .

اولین دیدار رسمی تیم دوچرخه سواران در 15 اسفند 1328 برابر شاهین و در حضور بیش از بیست هزار تماشاگر در ورزشگاه امجدیه ( شیرودی ) برگزار شد که در آن تیم دوچرخه سوارن اولین گل و اولین پیروزی رسمی خود را به دست آورد .

اولین هیئت رسمی تیم دوچرخه سواران را دانایی فرد ( مخلصشیم ) ، آقا جلالی ، مالکی و گراییلی و عموعقلی تشکیل داده بودند و اولین سرپرست تیم دوچرخه سواران : عنایت الله جهان پور بود و اولین مربی تیم دوچرخه سواران مرحوم علی دانایی فرد بود . ( برا شادی روح همه آبیای پرپر شده صلوات )

اولین بازوبند کاپیتانی تیم دوچرخه سواران را جاویدانی به بازو بست و بعد از آن نیز محمد خاتم معروف ترین کاپیتان این تیم ( تیم تاج ) محسوب می شد .

اولین سفر خارجی تیم تاج در سال 1329 به کشور افغانستان بود که این تیم توانست در یک بازی دوستانه تیم ملی افغانستان را 3-2 شکست دهد .

از نکات بسیار جالب در این سفر ، خوابیدن نوبتی بازیکنان بر روی سقف اتوبوس بود که هشیارنژاد بازیکن تیم تاج از روی سقف اتوبوس به زمین افتاد اما بعد از 20 کیلومتر که نوبت به تغییر خواب بازیکنان بر روی سقف اتوبوس شد ، بازیکنان و راننده متوجه این اتفاق شدند . آنها در بازگشت این بازیکن را سالم کنار جاده در حالی که به خواب رفته بود دیدند ، خاطره دیگر در این مسافرت ، خرابی اتوبوس تیم تاج در دشت دل آرام افغانستان و گرسنگی بازیکنان این تیم در اولین سفر خارجیشان بود .

دهه 20 بین سالهای 1329 – 1324  :

تیم دوچرخه سواران در اولین حضور رسمی خود در سال 1325 دو عنوان نایب قهرمانی مسابقات باشگاهها و جام حذفی تهران را کسب کرد ، قهرمانی در جام حذفی تهران درسال 1328 اولین صدرنشینی این تیم بود .

تیم تاج در سال 1328 به مقام قهرمانی باشگاههای تهران دست یافت ، از آن زمان این تیم به دلیل حضور تعدادی از نظامیان در آن بیشتر مورد توجه قرار گرفت .

دهه 30 بین سالهای 1339- 1330  :

در این دهه تاج پس از کسب عناوین مختلف قهرمانی و نایب قهرمانی و توجه دلسوزانه مرحوم علی دانایی فرد جایگاهی ویژه در دل مردم باز کرد .

تیم تاج در اوایل دهه 30 به تاسیس باشگاههایی در شهرهای مختلف کشور و خارج از کشور اقدام کرد و تیم هایی چون : تورج ، افسر ، دیهیم ، کوروش و اتم را تشکیل دادند .

بازیکنان برتر این دوره عبارت بودند از : بیوک جدی کار ، محمد رنجبر ، پرویز کوزه کنانی ، برادران بیاتی ، نادر افشار ، ایرج حاتم ، کامبیز جمالی و عارف قلی زاده بودند .

دهه 40 بین سالهای 1349 – 1340  :

دیدارهای دوستانه با تیم های خارجی از جمله راپیدوین اتریش ، توربیدو مسکو ، اسپارتاک چک ، دوسلدورف آلمان ، کریستال پرو و تیم های دیگر از کشورهای برزیل ، ترکیه ، سوییس ، آذربایجان ، سوئد و ... تیم تاج را به تیمی مطرح و با تجربه تبدیل کرد .

کسب قهرمانی دو دوره متوالی در سالهای 1340 و 1341 ، قهرمانی در جام معتبر میلز هندوستان در سالهای 1348 و 1349 ، قهرمانی در باشگاههای ایران و قهرمانی در جام باشگاههای آسیا در سال 1349 ( اولین ستاره مبارک *) ، از افتخارات تاج در این دوره می باشد .

بازیکنان معروف تاج در این دوره عبارت بودند از : ناصر حجازی ، پرویز قلیچ خانی ، علی جباری ، فرامرز ظلی ، جلال طالبی ، کارو حق وردیان ، اکبر کارگر جم ، جواد قراب ، غلام حسین مظلومی ، عزت جان ملکی ، حاج محمدی ، مهدی حاج قاسم ، علی دانایی فرد ، منصور رشیدی ، منصور پورحیدری و نصرالله عبداللهی .

در این دهه رایکوف از یوگسلاوی وارد فوتبال ایران و سرمربی تاج شد و در این دهه تاج حریف جدیدی به نام پرسپولیس ( همون لنگو میگه ) پیدا کرد. ( قابل توجه همه : لنگ میلیونها سال پس از افتخار آفرینی اس اس قهرمان پیدا شد . یا به عبارتی اون موقع که اس اسی ها پشت سر هم جام می گرفتن لنگا تو خونه بیکار نشسته بودن کمک مادربزرگشون سبزی پاک می کردن )

دهه 50 بین سالهای 1359 – 1350 :

کسب عنوان سومی در جام باشگاههای آسیا ، فتح چهار جام باشگاههای تهران طی سالهای 52 – 50 و مقام سومی در جام باشگاههای ایران در سال 51 ، نایب قهرمانی در سال 52 و قهرمانی در سال 53 در جام تخت جمشید ، چهارمی در سال 54 در جام تخت جمشید و قهرمانی در  جام حذفی ایران از افتخارات تاج  (استقلال کبیر ) محسوب می شود .

بازیکنان معروف این دهه عبارت بودن از : برادران مظلومی ، ناصر حجازی ، مسعود معینی ، داود رشیدی ، عادل خانی ، حجت الله خاکسار تهران ، آندرانیک اسکندریان ، اصغر حاجیلو ، علی جباری ، هادی نراقی ، ایرج دانایی فرد ، بهتاش فریبا ، حسن نظری ، مصطفی مسلمی ، سعید مراغه چیان ، جعفر مختاری فرد و حسن روشن .

ناصر حجازی در این دهه بهترین دروازه بان ایران و آسیا شناخته شد و در سال 2003 پس از محمد الدعایه تنها به سه امتیاز اختلاف با این دروازه بان در مکان دوم آسیا و 42 در جهان قرار گرفت .

در این دوره تیم قدرتمند و معروف منچستر یونایتد انگلیس که یکی از قویترین تیمهای اروپا و جهان محسوب می شد تلاش بسیار زیادی برای به خدمت گرفتن ناصر حجازی انجام داد ، اما فوتبال ایران در آن زمان این اجازه را به بازیکنان نمی داد که در تیمهای خارج از ایران شرکت کنند . ناصر حجازی پس از چند جلسه که با تیم منچستر داشت بالاجبار به تیم استقلال بازگشت . ( حالا کجایی خانمی که می گفتی من چرت و پرت می گم وناصر خان رو منچستر نخواسته ؟ کجایی که ضایع شدنتو ببینم ؟ )

حسن روشن مهاجم تیز پای فوتبال استقلال ( تاج ) نیز به عنوان بهترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران و آسیا شناخته شد .

دهه 60 بین سالهای 1369 – 1360 :

دو قهرمانی و دو نایب قهرمانی در باشگاههای تهران ، کسب جام قهرمانی میلز و بوردلو هندوستان ، فتح نها جام سراسری ایران تحت عنوان لیگ قدس ، در این دوره نیز به علت جنگ تحمیلی با عراق رقابتهای سراسری باشگاههای ایران انجام نشد .

استقلال به نفراتی چون : سعید عزیزیان ، محمدرضا شکوه زاده ، مجید نامجو مطلق ، امیر قلعه نویی ، جواد زرینچه ، صادق ورمزیار ، محمود کلهر و محسن گروسی ، برادران بیاتی جعفر مختاری فرد ، صمد مرفاوی و علی فتح الله زاده ، که رهبری آنان را منصور پورحیدری به عهده داشت قهرمان لیگ قدس شد .

در این دهه بازیکنانی چون احمدرضا عابدزاده ، عباس سرخاب ، بابازاده ، و عبدالعلی چنگیز و مهدی فنونی زاده به استقلال پیوستند و در سال 1369 تیم ملی ایران که اکثریت آن را استقلالی ها تشکیل می دادند به مقام قهرمانی بازیهای آسیایی پکن دست یافتند .

دهه 70 بین سالهای 1379 – 1370 :

قهرمانی در جام باشگاههای آسیا به مربیگری منصور پورحیدری در سال 1370 ، نایب قهرمانی جام باشگاههای آسیا در سال 1371 ، مقام چهارمی جام در جام آسیا در سال 1375 ، نایب قهرمانی استقلال در جام باشگاههای آسیا با مربیگری ناصر حجازی در سال 1379 که استقلال 2-1 در تهران مغلوب جوبیلو ایواتا از ژاپن شد ، یک قهرمانی و چهار نایب قهرمانی در لیگ آزادگان ، دو قهرمانی در جام حذفی ایران ، یک قهرمانی در جام باشگاههای تهران و دو قهرمانی در جام های بین المللی قطر و ترکمنستان از عناوین و افتخارات تیم استقلال محسوب می شود .

بازیکنان معروف استقلال در این دهه عبارت بودند از : علیرضا منصوریان ، مهدی پاشازاده ، جواد زرینچه ، سیروس دین محمدی ، ستار همدانی ، پرویز برومند ، علی لطیفی ، محمد نوازی ، محمود فکری  ، علی موسوی ، فرهاد مجیدی ، علیرضا اکبرپور ، رضا حسن زاده ، ادموند اختر ، فرد ملکیان و صمد مرفاوی .

دهه 80 بین سالهای 1389 – 1380 :

تا به امروز که در سال 1387 قرار داریم تیم اس اس به دو قهرمانی در جام حذفی و یه دونه تو لیگ دست پیدا کرده که انشاالله امسال دومین قهرمانی لیگ و سومین حذفی تو این دهه به دست میاد و سومین ستاره گوشه دریای آبی بیکران مقدس می شینه . به امید موفقیت حاج ژنرال قلعه نویی .

 

لژیونرهای استقلال :

استقلال لژیونر های زیادی داشته که در خارج از لیگ ایران به ادامه فعالیت ورزشی خود پرداخته اند که تعدادی از این لژیونرها عبارتند از :

حسن روشن در تیم American Indoor Soccer ، آندرانیک اسکندریان و ایرج دانایی فرد در تیم کاسموس نیویورک ، ناصر حجازی در تیم منچستر یونایتد انگلیس ، رضا احدی در تیم بوخوم آلمان ، علیرضا منصوریان در تیم های سنگاپور ، اکسنسی ، آپولون یونان و سن پائولی آلمان ، سیروس دین محمدی در تیم ماینز آلمان ، مهدی پاشازاده در تیم های بایرلورکوزن آلمان و فورنتا کلن روسیه ، سهراب بختیاری زاده در تیم آرزروم اسپور ترکیه ، سرژیک تیموریان در تیم ماینز آلمان ، علی سامره در تیم پروجیا ایتالیا ، فراز فاطمی در یونان ، هاشمی نسب در تیم کوپکداق ترکمنستان ، هادی طباطبایی در سنگاپور ، داریوش یزدانی در تیم های لورکوزن آلمان و شارلوآ بلژیک ، فرهاد مجیدی در تیم راپید وین اتریش و الوصل امارات ، علی موسوی در تیم های بایرلورکوزن آلمان و فورتنا کلن آلمان ، محمدرضا مهدوی در تیم شارلوآ بلژیک ، علی لطیفی در تیم آدمیرا واکر اتریش ، ستار همدانی در تیم النصر امارات ، محمد خرمگاه در سنگاپور .

 

افتخار آفرینان استقلال :

ایرج دانایی فرد و آندرانیک اسکندریان پس از درخشش در تیم ملی در جام جهانی 1978 آرژانتین به تیم منتخب ستارگان جهان دعوت شدند . ( اون موقع لنگا لالا بودن )

مهدی پاشازاده نیز پس از درخشش در جام جانی 1998 فرانسه دوبار به تیم منتخب ستارگان جهان دعوت شد که متاسفانه بار اول با بی توجهی مسوولین فدراسیون فوتبال به این مسابقه مهم نرسید اما در بازی دوم ستارگان جهان در این تیم 90 دقیقه بازی کرد .

ناصر حجازی اولین بازیکن ایرانی بود که در لیگ انگلیس هر چند برای مدت کوتاه در ایم منچستر یونایتد بازی کرد .

آندرانیک اسکندریان و ایرج دانایی فرد اولین بازیکنان ایرانی بودن که در یک تیم آمریکایی با نام کاسموس بازی کردند ، در این تیم ستارگان بزرگی چون پله ، بکن بائر ، جرج بست ، کینالیا حضور داشتند ، آندرانیک پس از درخشش در این تیم به کاپیتانی تیم نیز دست پیدا کرد .

علی سامره اولین بازیکن ایرانی بود که در لیگ ایتالیا و در تیم پروجیا بازی کرد .

پس با این توصیفات مطمئنم لنگا بیش از پیش به این رسیدن که اس اس سرورشونه ، هر چند که قبل هم می دونستن ولی رو نمی کردن .

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:27 توسط دنیای آبی |



این دفعه دیگه نه از پسرای آبی تعریف می کنم و نه لنگی ها رو مسخره چون هر دو تیم کاملا با احساسات هوادارا بازی کردن. اون از ss  که حسابی دلمونو با بازیش شکست و اونم از لنگ که بی آبرویی کرد . حالا لنگ به من ربطی نداره اما پسرای آبی حسابی آبروریزی کردن. ایول به پگاه ، واقعا حقشون برد بود و خیلی بهتر از پسرای آبی بازی کردن . امیدوارم پرای آبی از این باخت وحشتناک عبرت گرفته باشن که دیگه هیچ تیمی رو دست کم نگیرن. واقعا پسری آبی و هم قرمز باید از این همه عاشق و هوادار خجالت بکشن. بچه ها گند زدن ، اون از وحید اشمایکل اون از امیر حسین و اونم از پیروز خان . بیچاره ما عاشقای ss . اما خوب بازم از تیم و پسرای آبی حمایت می کنیم . درواقع چیزی از عشق ما به ss  قهرمون کم نمی شه. بازم میگم :

استقلال این فصل قهرمان میشه ، مطمئن باشین .

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:13 توسط دنیای آبی |



به یاد اون تیمی که قهرمون شددیگه دارم دیوونه می شم ، آبی خیلی خوبتر از لنگ بازی کرد اما مثل اینکه خدا نمی خواست که دل من و  داداش آبجی هام شاد بشه . خدایا دارم می ترکم ، دارم دیوونه می شم ، ای خدا دیگه از بخت و اقبال خسته شدم .

اینبار اومدم تا نظرم رو درباره با عملکرد پسرای آبی بنویسم :

وحید : آقا وحید خیلی خوب بازی کرد و من ازش خیلی ممنونم.

پژمان  : آقا پژمان بد نبودن ، نسبتا خوب بازی کرد.

ایر حسین :امیر حسین ازت دلخورم تو بازی کارای خطرناکی می کردی.

علی : عدر واقع آقای متعصب ss  باعث گل لنگ شد اما من بخشیدم ، اشکال از جای دیگه بود.

بیژن : اگه اخراج نمی شد ما به گل دوم می رسیدیم.

مجتبی : داداش مجتبی خیلی عالی بازی کرد  تنها کسی که خود واقعیشو نشون داد مجتبی بود.

امید رضا : داداشم عالی بودی ، از گلت یه دنیا ممنون.

مهرداد : اصلا تو زمین پیدا نبود ، داداش رائولمون خودشو نشون نداد.

سید مهدی : داداش سیدم از دستت دلخورم تو خودتو نشون ندادی من کریس رونالدومو ندیدم .

محسن : محسن از تو دیگه توقع چنین بازی رو نداشتم .

واما آرش : چرا با قرمز نوشتم ؟ چون از دستش خیلی خیلی دلخورم ، آرش بدترین بازیکن میدون بود ، آرش چرا گل نزدی ؟ دل همه ما آبی ها رو شیکوندی . فهمیدی ؟ آرش دیگه نباید انداخت گردن بد شانسی ، تو خیلی توانایی اما چون خودتو قبول نداری خراب می کنی . من از دستت خیلی دلخورم ، دیوونم کردی دیگه . آرش مطمئنا تو بازی بعد با دو سه گل جبران خواهد کرد .اگه جبران نکنی دیگه حتی اسمتو نمیارم.

فرهاد : به فرهاد فرصت داده نشد یعنی گل می کاشت هر چند تو چند دقیقه هم تعریفی نداشت.

سعید : از دست سعید که دیگه کاری بر نمیومد ، من گله ای ازش ندارم.

علی : علی که چند دقیقه بیشتر بازی نکرد ، نباید هم از آقا علی توقعی می داشتیم.

 

ایکاش این بازی رو می بردیم ، می تونستیم ببریم اما باز هم تقدیر جلوی عدالت رو گرفت . حق ما این نبود ، حق ما فقط برد بود ،فقط برد.به امید اینکه اولا ss   قهرمان بشه امسال و آرش به این نکته برسه که فقط خودش می تونه به خودش کمک کنه .    از نوع : ما هر دو جام رو می بریم و قهرمان آسیا می شیم ، به کوری چشم حسودا . 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:1 توسط دنیای آبی |



دیروز هر چند ss   باخت اما بازم چیزی از ارزشای کار  فیروز خان کم نشد. ما عیدیمونو پنج شنبه از پسرای آبی می گیریم ، بهترین عیدی دنیا .

استقلال اینو بدون          به اون خدای مهربون

اول بشی آخر بشی       فرقی نداره برامون

              دوستت داریم تا پای جون

 

اینم کری قبل از بازی ( یه شعر ) :

یه تیم دارن لنگه            واخ که چقدر ملنگه

دروازه بون کریمی          با اون یال هفت متری

دفاعشون سوراخه         این گفته امپراتورشونه

اون آخرا خلیلی             قدّ خرسای قطبی

اما کنارش کیه ؟            کعبی که قدّ موشه

این تیم سرخکه             ss چیکارش می کنه ؟

        سوراخ سوراخش می کنه

چی شد ؟ سرخکا شکستن ؟

به امید گلزنی آرش و اخراج نیکی خائن از زمین . بای هم صدا :

همه همه به یک صدا          آبی عشقه توی دنیا

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 17:15 توسط دنیای آبی |



این گزارش فقط در جواب به وبلاگ یک سرخک بی خاصیته

بازی تیم سرخک       _____          سهند (حالا سمند ، ژیان  فرقی نمی کنه)

 

بازی شروع می شه . 20 دقیقه از بازی نگذشته که نیکی  توپو لو می ده و پیروزی گل اولو می خوره. قطبی از  نیمکت بلند می شه و میره تو زمین و از پشت یه لگد به نیکی می زنه . استیلی هم از اون طرف میاد و شیشه نوشابه رو می کوبونه رو سرش و میگه : چند بار بهت بگم اینقدر نوشابه نخور تا اضافه وزن پیدا نکنی .

خلاصه پای آقای کاشانی هم به وسط کشیده می شه و یه تار از سبیلشو می کنه و سبیل (!!!) گرو میذاره و بازی دوباره شروع می شه .

آخرای بازیه ،  کریم باقری خطا می کنه و داور نقطه پنالتی رو نشون میده . اِوا..... چی شد؟؟!! آقا افشین با یه جارو افتاده دنبال کریم و اونم دور استادیوم می دویه .

و اینم مصاحبه بعد از بازی :

سلام آقای قطبی ، نظرتون در رابطه با بازی چیه؟ ما جنتلمن بودیم ، ما دل شیر داشتیم ، ما بین المللی بازی کردیم ،ما...

...حال کردین ؟؟؟ بای از نوع SS آسمونی همیشه قهرمونی ، امسال می ریم آسیا با آقا فیروز و ناصر خان کاپلو.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 13:22 توسط دنیای آبی |



عید همه شما دوستای گل آبیم مبارک . امیدوارم سال خوبی برا همه آبی ها باشه .

امیدوارم سال جدید بد شانسی از پسرای آبی دور بشه و آبی بتونه جایگاه واقعیشو تو جدول پیدا کنه .

عشق است استقلال

عشق است حجازی

عشق است همه آبیدلان

استقلال آهوی عشقه اینو تجربه نوشته

راستی پیشاپیش برد اس اسو در مقابل سرخکی ها با گل های آرش ، فرهاد ، علی منصور تبریک می گم سرخکی ها خفه لطفا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:52 توسط دنیای آبی |



بازی پسرای آبی خوشبختانه با پیروزی تموم شد البته از داوری هیچّی نگیم بهتره چون بعدها تهمت بهمون می زنن . البته باید بگم که پنالتی ما و گل زیبای آقا فرهاد هم سوخت . بازی پیروزیهای  farter)) هم باز با خوش شانسی به نفعشون تموم شد به دنبال استقبال بی نظیری که از مصاحبه قبلیم از قطبی شد ، امروز گفتم برم بهزیستی با محسن خلیلی که مثل اینکه این لنگی ها خیلی بهش می نازن یه گفت وگویی داشته باشم  . این گفت وگو رو به همه سرخکی ها تقدیم می کنم تا حسابی حالشون گرفته شه .

سلام محسن ، چطوری ؟

_ تو بابای  منی ؟

مرتیکه گنده مگه نمی بینی من یه دخترم ؟

_ آها......... فهمیدم تو مامانمی .

نه بابا من اومدم باهات یه مصاحبه داشته باشم .

_ از طرف کمیته امداد اومدی ؟

اه ..... این بابا چه احمقه ، یکی بیاد به این هالو بفهمونه من واسه چی اومدم .

( خلاصه خیلی عصبانی شدم ، کفشمو درآوردم و کوبیدم تو سرش که دیدم ، آره خدا رو شکر مسّ اینکه عقلش برگشت )

_ خوب حالا فهمیدم واسه چی اومدی.

بگو محسن چی شد که بازیکن تیم پیروزی شدی ؟

_ آخه دیدم دست فروش نمی شم تو شهرداری هم واسه رفتگری رام ندادن واسه همین مجبور شدم بیام پیروزی .

خوب بگو ببینم الگو ورزشیت کیه ؟

_ سوباسا .

اِه....... مگه تو کارتون هم نگاه میکنی ؟

_ آره ولی بیشتر از هر کارتون دیگه ای شرک رو بخاطر نقش آفرینی بچّه آقا قطبی دوست دارم (IQ  همون خره دیگه )

محسن اگه گفتی اگه یه اس اسی با یه اس اسی دیگه ازدواج کنه بچّشون چی در میاد ؟

_ خوب معلومه دیگه من .

واسه چی تو ؟

_ آخه میگن تو ازدواجای فامیلی بچّه استثنایی به دنیا میاد .

آفرین مسّ اینکه بر خلاف بقیه هم تیمیات آدم باهوشی هستی . خوب حالا من چندتا اسم می گم اوّلین چیزی که به ذهنت میاد رو بگو .

پرسپولیس ؟

_ باغ وحش .

افشین قطبی ؟

_ خرسای قطب شمال .

 استیلی ؟

_ گوش بیک ( محض اطّلاع اونایی که نگرفتن باید بگم همون هاپوی لوک خوشانس رو منظورش بود )

نیک بخت ؟

_ زمبه . (گرفتین ؟ )

کعبی ؟

_ کارآگاه رشید .

 

( هه هه هه ......................... حال کردین با این گفت وگو ؟ امیدوارم شما اساسای قهرمون بهتون حالیده باشه  

ما سرخکیا حسابی گرفته باشین ) راستی آبیدلا دعا واسه تیم یادتون نره .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 15:8 توسط دنیای آبی |



 

_سلام افشین جون،چطوری؟

علیک سلام ، وای نمی دونی چقد خوشحالم که باهات حرف می زنم . حالا کی مصاحبمو چاب می کنی ؟ جون مامانت بگو !!!

_خوب حالا ببینم چی میشه ، تو فعلا خودتو کنترل کن اگه پسر خوبی باشی واست آبنبات می خرما !!!

وای یعنی واقعا واسم می خری ؟ خیلی دوست دارم.

_خیلی خب بابا،ول کن این برگرو ، خوردیش بابا این که آبنبات نیس.حالا بگو ببینم واسه کی اومدی ایران؟

مدونی فقط واسه خاطر محسن جونم ، آخه زن خیلی خوبیه منم خیلی دوس داره.

_یعنی اون زنته ؟

(هی)

هی یعنی چی؟

یعنی با اجازه بزرگترا بله !!!

خوب حالا بگو ببینم بچّه کجایی ؟

خوب معلومه دیگه بچّه قطب آفریقا !!!!

حال مسّ یه بچه خوب بگو ببینم بازیو از کجا شروع کردی ؟

از زمینای خاکی قطب آفریقا

واسه اینکه به اینجا برسی چیکار کردی ؟

خوب خیلی زحمت کشیدم مثلا یه مدّتی تو جمعه بازار یاسوج دست فروشی می کردم.

خوب حالا بگو ببینم اوقات فراغتتو چطور میگذرونی ؟

با بچّه ها میریم سرسره بازی

اگه بخوای پسرای سرخکو تشویق کنی چیکار می کنی ؟

خوب معلومه واسشون لپ لپ می خرم .

ا... مگه تو خری ؟

آره بابا . من بابابزرگ خر شرکم . اگه نمیدونستی حالا بدون .

خوب دیگه داری پررو می شی باید برم ، حرف آخر ؟

اون آبنباتی که گفتی واسم می خری ؟

نه...............................................................................................................

  (خواهش می کنم واسم بخر )

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 14:33 توسط دنیای آبی |



بازی استقلال و مس درسته که با برد مسی ها تموم شد ولی باید بگم بازی کاملا در اختیار پسرای آبی بود . آخه کور که نیستیم که ببینیم مسی ها چطور تو قوطی رفته بودن امّا بازم چیزی از ارزشای تیم قهرمون اس اس کم نمی شه . همه می دونن که استقلال این فصل با وجود بازیای قشنگ و هجومیش چه تیم بد شانسیه ، تیم ما فقط از روی بدشانسی یه بار دیگه باخت . اینو همه می دونن همه ی آبیا ، کارشناسای فوتبال ، مسی ها و حتّی سرخکی های بی خاصیت .  همونطور که آقای حاج رضایی هم خودش بعد از بازی اعتراف کرد و گفت : تیم استقلال مس رو تحت فشار قرار داده بود . دیگه هم نیاز نیس طرفدارای مزخرف سرخک ( لوکای خوش شانس ) بگن که آرش من گل نزنه چون با این حرفاشون فقط نشون می دن که چه دل پری از آرشم دارن و این حرفا فقط به خاطر اینه که اونا عقده ی نرفتن آرش به تیم بی خاصیتشون به دلشونه و می خوان با این حرفا روحیه ی اونو ضعیف کنن امّا من می دونم که آرشم همین روزا به روزای اوج خودش برمی گرده و همه شما لوکی های قرمزو با بازیای خوب و گلای خوشکلش  خفه می کنه .

بچّه ها ، داداش آبجی های استقلالی دعا کنین که هرچه زودتر این بدشانسی ها تیم قهرمون اس اسو تنها بذاره. باور کنین من هر شب واسه همه آبیدلا دعا می کنم ، راستی در آخر ازتون می خوام واسه خودم و دوست مهربونم دعا کنین البتّه اوّل واسه پسرای آبی.

بازی این سرخکی ها رو هم چند دقیقه پیش دیدم . واقعا دیگه موندم تو شانس این انترا . خدا آخه چرا این همه به اینا حال می دی ؟ واقعا درس می گن که سگ باشی  امّا شانس داشته باشی . دیگه مخم داره از این همه خوش شانسی سوت می کشه .

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:15 توسط دنیای آبی |



همه می دونن چه حقّی از پسرای آبی تو تیم ملّی خورده شد

یه ملّت بازی تیم ملّی رو دیدن ، تیمی که چشم میلیونها ایرونی به بردش دوخته شده بود با بازی مضحکانه خودش نشون داد که چقدر از یه تیم نرمال فاصله داره و چقدر باید بدّویه تا همین تیمای به قولی سطح پایین رو ببره . تیم ملّی ما حتّی نتونس واسه شادی دل ایرونیا یه گل به تیم سوریه بزنه . با بازی نه چندان خوبشون ثابت کردن که ایول بابا چه لیست شاهکاری دادن . آخه یکی نیس به این آقا بگه لیست تیم ملّی جای پارتی بازی و حق خوریه ؟ بابایی جونم ایندفعه می خواین این باختارو گردن کدوم آدم بیچاره ای بندازین؟ تو جام ملّت های آسیا که حسابی تقصیرارو انداختین گردن ژنرال جون امّا حالا که استقلالی ندارین که بخواین گناهارو گردنش بندازین و اونم از رو آقاییش هیچّی نگه .

آخه پدر جان سابقه بازی آرش جونم بیشتره یا محسن خانت؟ خداییش چرا اسمی از آرش جون تو این تیم ندیدم؟ چرا هیچ اثری از فرهاد خان پرافتخار نیس ؟

آهای آقایی که این لیستو دادی به اون دنیات هم فکر کردی؟ تو که لیستو دادی حاضری باختای تیمی رو که چش میلیونها ایرونی بهشه رو به گردن بگیری ؟ فردا که تیم ملّی به جام حهانی نرسید حاضری مسّ شیر وایسی و بگی : آره ، من لیستو دادم ؟ تو می تونی جواب اشکای مردم عاشقو بدی؟

اگه آقایون تیم ملّی به خودشون جرات دادن و افتخارات تیم سرخکو با تیم همیشه قهرمون اس اس مقایسه کردن باید بهشون یه گوشه خیلی خیلی کوچیکی رو از این افتخارا یادآوری کنم تا حساب کار دسّشون بیاد ، گفتم یه گوشه خیلی کوچیک چون اگه بخوام همه رو واستون بگم موهاتونم مسّ دندوناتون سفید می شه:

1-دو بار قهرمونی جام باشگاههای آسیا

2-دو بار نایب قهرمونی جام باشگاههای آسیا

3-دو بار سوّمی همین جام

4- پنج بار فتح جام میلزوباردوی

5-یک بار قهرمونی جام معتبر ترکمنستان و... و...

6- انتخاب ایرج دانایی فرد و آندرانیک اسکندریان تو تیم منتخب جهان در سال 1978

7- انتخاب مهدی پاشازاده تو تیم منتخب جهان در سال 1998 فرانسه

8- حضور لژیونرای ایزونی تو بهترین تیمای اروپایی

9- شکستن رکورد 120 هزار تماشاگر در 4 بازی و... و...

امّا تیم سرخک چی داره ؟ آیا یه بار فتح جام حذفی افتخاری داره ؟چه خبر از سلطونا و مردای تاریخشون که سکان رهبری تیمشونو خودشون به عهده بگیرن؟ امّا حالا این تیم به خاطر قرارگرفتن پس از سالها تو صدر جدول به خودشون می باله. امّا ما آبیدلا افتخار میکنیم چون ناصر خان هنوزم با پسرای آبیه.

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 14:31 توسط دنیای آبی |



تیم افشین لوکی ( همون تیم بین المللی ) به تیم ته جدول پگاه باخت .همه بازی رو دیدیم. همه ما استقلالی ها هم دیدیم ، به به ، دیدیم تیم آقای پرمدعا به چه تیمی باخت (تیم آخر جدولی که فقط ۱۴ امتیاز داره ) .اونوقت هی به تیم آبی ما وآرش توهین کنید .عقده ای ها شما فقط عقده ی اینو دارین که آرش خان به تیم کپکی شما نیومد.

استقلالی های قهرمان یادتون باشه این دو جام فقط شایسته تیم ماست نه تیم کپکی سرخکی ها که به تیم ته جدولی می بازن امیدوارم که باختای لنگی ها همچنان ادامه داشته باشه .

اگه بازی استقلال لغو نمی شد بهتون یاد میدادیم که بازی یعنی چی .به امید تداوم پیروزی های استقلال وگل زنی هر چه بیشتر داداش آرش

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 5:35 توسط دنیای آبی |



از اونجایی که حضور بازیکنان تیم های فوتبال تو نقش های سینمایی مد شده و در این خصوص لنگی ها حرف اولو می زنن به این ترتیب اسامی تعدادی از اونا با نقش های احتمالی رو ذکر می کنم:

آقای سرمربی(افشین قطبی) :بهترین جانشین واسه آتقی و بازی تو مجموعه های تلویزیونی آینه عبرت(بابا من دیگه غلط کنم سرمربی این بچه قرتیا شم)

فرشید کریمی: مترسک سر جالیز.

آقا نیکی:نقش آدمای مرموز و هفت خط.

محسن خان خلیلی: لبو فروش خیابون جردن.

پژمان نوری: بابا این خود سمندونه.

آقا خط کش(شیث) : ایده ای واسه بازی تو نقش کدکان گرسنه آفریقایی.

حمید استیل: استاد مظلوم نمایی و بازی در نقش های ملودرام و گریه آور(عجب لب افتاده ای داره این آقا)

عباس آقایی: جوونای شوت از مرحله پرت و سر به هوا(شوت شوت)

و بالاخره کعبی که زده به سرش و می خواد برگرده ایران خدا آخر عاقبت این بدبختا رو ختم بخ خیر نکنه ایشا ا... : پدر ژپتو کجایی که پینوکیو رو ایران دوباره ساختن(اگه گفتین واسه چی) برا اینکه فصل قبل آمار پنالتی سرخکی ها از صدقه سر این آقا هو... چقدر رفت بالا الکی تن لش خودش رو می نداخت رو زمین اونوقت هی می گفتن داورا پنالتی های ما رو نمی گیرن.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:23 توسط دنیای آبی |



دیروز هممون بازی رو دیدیم هم بازی مثلا تیم بین المللی رو هم تیم آبی جونمون رو.تنها نقطه ضعف کار آقای فیروز خان این بود که داداش آرش و فرهاد رو دیر بازی داد .آخه قربونت بره قطبی علی زاده هم آدمه؟ حیف این دوتا نبود که رو نیمکت بودن تازه عزیز چرا میثم جون رو ندیدم؟ به هر حال آرشم دقیقه۵۷ وارد زمین شد ونشون داد همه سرخکی ها را می ارزه. الهی همه ی لنگی ها فدای یه تار موی تو بشن قربونت برم. سرخکی ها هم که نشون دادن عجب لوکی هستن .
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 14:10 توسط دنیای آبی |